LA.NOIR بازی ای که سزاوار فراموشی نبود
راکستار گیمز علاقه خاصی به خلق دنیاهای متفاوت دارد؛ که هر دنیایی فرهنگ،شخصیت ها و رمز و راز های خود را دارند.از دنیای پر آشوب gtaگرفته تا غرب وحشی رو به زوال در red dead redemption این استودیو بارها ثابت کرده که میتواند چیزی فراتر از حد انتظار خلق کند؛جهانی زنده که درآن غرق میشوید. در این بین یکی از دنیاهایی که راکستار به چالش کشیده دنیای Noir است بازی LA.NOIR تجربه ای متفاوت در دنیای گیم با حال و هوای سینمایی که شما را به دنیای تاریک نوآر و خیابان های بارانی میبرد.
بازی ای در قالب سینما
داستان بازی در سال۱۹۴۷ لس آنجلس اتفاق می افتد روایت یک شهر آکنده از فساد و جرم را به صورت سینمایی به تصویر میکشد.یکی از عناوینی که La.Noir را با بازی های زمان خود متمایز میکند پیوند عمیق بازی با سینمای کلاسیک هالیوود است.این بازی با الهام از فضای لس آنجلس دهه۱۹۴۰ و فیلم های جنایی ان دوران باعث شده تا هنگام بازی کردن حس کنید در حال تماشای یک فیلم سینمایی هستید.سبک noir معمولا با نورپردازی های سایه دار فضای جرم آلود،فساد یک فضای بدبینانه ایجاد میکند. عناصری مانند:)خودروهای کلاسیک،شب های تاریک،خیابان های بارانی و بوی سیگار همه یاد آور سینمای نوآر است چیزی که تقریبا در هیچ بازی دیگری مشاهده نمیشود. که باعث میشود la.noir پس از گذشت ۱۵سال همچنان یکی از جذابترین بازی ها باشد.بازی را میتوان در دو حالت رنگی و سیاه سفید(noir)تجربه کرد.
کول فلپس؛ کارآگاهی میان وظیفه و حقیقت شخصیت اصلی L.A. Noire، کول فلپس (Cole Phelps)، یک افسر پلیس و کهنهسرباز جنگ جهانی دوم است که در نبرد اوکیناوا حضور پر رنگی داشته. فلپس پس از بازگشت از جنگ به خدمت نیروی پلیس لس آنجلس(LAPD) در می آید و مسیر خود را از همین راه ادامه میدهد.کول بر خلاف بیشتر قهرمان های راکستار آزادی را در شورش و قانون شکنی نمیبیند بالعکس فلپس فردی متعهد به قانون آرمانگرا و منظم و بشدت باهوش است.و به خاطر هوش وقدرت استنتاج بالایی که دارد سریع مورد توجه و پیشرفت قرار میگیرد. اما پشت این چهره منظم و وظیفه شناس او کوهی عظیم از اشوب های روانی و عذاب وجدان قرار دارد.گذشته نظامی،جاه طلبی ها،اشتباهات جنگ،وقضاوت های اخلاقی همه اینها به تدریج تصویری فراتر از یک کارآگاه معمولی می سازد و گاهی بین انجام درستکاری،حقیقت و غرور قرار می گیرد.یکی از جنبه جذاب شخصیت او همین است فلپس نه انسانی بی نقص است ونه قهرمانی که بتوان او را تماما تایید کرد. فلپس جوان رفته رفته با حقایقی روبرو میشود که زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد در کنار تصمیم های گذشته اش که در حین بازی زیاد به آن اشاره میشود
ویژگی هایی که LA.NOIR را خاص کردند
سیستم انیمیشن چهره پیشرفته یا همان motionscan که باعث شده چهره کاراکترها و حالات صورت انها بشدت طبیعی و واقعه گرایانه باشد از چهره اصلی بازیگران برای حرکت صورت در بازی استفاده که برای زمان خودش بسیار سیستم هوشمند و جالبی بود.همچنین برخی جزئیات این بازی مثال زدنی است و بی انصافی است که نادیده بگیریم مثل نحوه قدم زدن کاراکترها بر روی پله و باز و بسته کردن در که نشان میدهد راکستار به این جزئیات ریز توجه کرده. اما یکی دیگر از آپشن های جذاب بازی قابلیت کشف سرنخ و بازجویی از مظنونین است که شخصا ازین قابلیت خیلی لذت میبرم شما این امکان را دارید که با استفاده از مدارک و هوش و استنتاج خود سوالات خود را از مظنون بپرسید و باید نتیجه گیری کنید که ایا راست میگوید یا دروغ یا مشکوک و پنهانی صحبت میکند دراینجا استفاده از سرنخ ها به شما در حل پرونده کمک میکند نکته جالب دیگر چهره خوانی در بازجویی هاست این سیستم برای توجه به حالات چهره و رفتار مظنون کاربرد دارد که اگر دروغ بگوید معمولا چهره اش نگران و مضطرب است نتیجه گیری های اشتباه از سوالات روند پرونده را تحت تاثیر قرار میدهد. همه اینها باعث میشود که احساس کنید یک کاراگاه واقعی هستید.همچنین موسیقی جاز و فضاسازی نوآر باعث شده تا این بازی بیشتر متمایز باشد.
تعقیب وگریز و عملیات پلیسی
محوریت اصلی la.noir مبارزه با جرم و فساد است اما فقط محدود به بازجویی و جواب و سوال نمیشود شما به عنوان یک افسر ساده کار خود را در نیروی پلیس آغاز میکنید و به مرور شاهد استعداد بی نظیر فلپس در حل مسائل هستیم و کم کم تبدیل به یک کاراگاه حرفه ای میشود که رفته رفته در عملیات های سختتر و مهم تر حضور خواهیم داشت بخش تعقیب و گریز و تیراندازی با اشرار از بخش های حال خوب کنه بازی است و حس هیجان و زنده بودن را درشما بیدار میکند.اما بینقص نیست به عنوان مثال شما در حین ماموریت میتوانید از دستیار خود بخواهید که رانندگی بین مکان ها را بر عهده بگیرد اما این موضوع در عملیات های تعقیب و گریز صدق نمیکند و فقط خود شما میتوانید رانندگی را بر عهده بگیریو بهتر بود که امکان تیراندازی حین تعقیب هم فراهم میشد تا پلیر احساس ازادی عمل بیشتری داشته باشد ولی متاسفانه این اتفاق رخ نداد.
چرا در حد انتظار ماندگار نشد؟
دنیای راکستار معروف به این سنت است که بازی های ماندگاری درست میکند که سال ها در قلب گیمرها میماند و ارتباط عاطفی با آن میگیریم مانند مجموعه gta وrdr پس چرا la.noir ماندگار نشد؟ ما تا به اینجا از نقاط قوت و جذابیت های بازی زیاد گفتیم اما وقت آن است که واقع بین باشیم بازی la.noir بی نقص نیست با وجود اینکه عناوین بسیار خاص و کمنظیری در آن پیاده شده است که در کمتر بازی مشاهده میشود اما گیم پلی la.noir نسبتا آهسته و کوتاه ومراحل بازی بسیار کم است بازی از پنج بخش پرونده تشکیل شده که هر بخش حدود ۴الی۵یا۶ مرحله دارد که برای بازی ای به این سبک بسیار کم می باشد گرچه بازی دارای مراحل فرعی است اما جا داشت که روند داستانی بازی و مراحل آن طولانی تر باشد تا دلنشین تر باشد. ازطرفی تعامل محدودیت تعامل با دنیای بازی نتوانست تمام انتظارات را بر آورده کند و به غیر از مراحل اصلی باری عملا هیچ سرگرمی دیگری در بازی نیست
نتیجه؛آیا LA.NOIR شایسته بازگشت است؟
نکته ی که قابل توجه و مهم در دنیای گیم اینه که اون بازی باید دارای یک پتانسیل قوی و جهانی بزرگ باشد مانند خیلی از آثار معروف راکستار ولی با این حال la.noir انطور که باید به لیاقت خودش نرسید درست است بازی نواقص زیادی دارد داستانی که نیاز به پختگی و جا افتادگی بیشتری محدویت شخصیت اصلی در تعامل با دنیای بازی چیزی که منتقدان هم زیاد از آن گفتن و متاسفانه به جز سیستم جذاب چهره خوانی و حالات طبیعی چهره چیز دیگری از این بازی ماندگار نشد؛اما با این حال هنوز هم به نظر من la.noir از آن دسته بازی هایی هست که مخاطب خاص خود را دارد و هر کسی میتواند از آن لذت ببرد بازی ای که در یک سبک منحصر به فرد ساخته که در حال حاضری که بیشتر افراد تمایل به بازی های اکشن دارند و متاسفانه به این سبک بازی ها توجه زیادی نمیشود و نمیتوان با قطعیت گفت که دنباله این بازی اگر ساخته شود چه میشود.فعلا راکستار برنامه ای برای توسعه این بازی ندارد و تمرکز اصلی اش بر روی gta6 است.ولی با این حال تجربه این بازی برای کسانی مثل من که عاشق سبک های معمایی و پلیسی هستند با چاشنی نوآر بسیار میتواند هیجان انگیز باشدLa.Noirفقط ظاهری شبیه فیلمهای هالیوودی ندارد؛ بلکه از زبان سینما برای روایت داستان استفاده میکند و سپس آن را به تجربهای تعاملی تبدیل میکند این بازی سزاوار نادیده گرفتن نیست و قطعا ارزش امتحان کردن را دارد.نظر شما چیست؟
کامنتها (0)