yay مجله
ورودثبت‌نام
گیم

تحلیل بازی Sekiro: Shadows Die Twice

نوشته‌شده توسط Arsia۱۸ مهر ۱۴۰۵👁 23

نقد و بررسی بازی Sekiro: Shadows Die Twice

سکیرو یکی از اون بازی‌هاییه که وقتی برای اولین بار سراغش می‌ری، فکر می‌کنی قراره یه سولزلایک معمولی رو تجربه کنی؛ اما بعد از چند ساعت متوجه می‌شی که قضیه خیلی فرق داره. این بازی نه‌تنها از نظر گیم‌پلی فوق‌العاده‌ست، بلکه از نظر فضاسازی، طراحی مراحل و داستان هم تجربه‌ای فراموش‌نشدنی ارائه می‌ده.

گیم‌پلی و سیستم مبارزات

چیزی که سکیرو رو از بقیه‌ی بازی‌های فرام‌سافتور متمایز می‌کنه، سیستم مبارزاتشه. اینجا نمی‌تونی مثل دارک سولز فقط جاخالی بدی و منتظر فرصت مناسب بمونی. باید حمله‌های دشمن رو دفع کنی، زمان‌بندی دقیقی داشته باشی و یاد بگیری چطور از اشتباهاتت درس بگیری.

اوایل بازی ممکنه حسابی عصبانیت کنه، چون حتی دشمن‌های معمولی هم می‌تونن به‌راحتی شکستت بدن. اما وقتی بالاخره مکانیک‌های بازی رو یاد می‌گیری و می‌تونی حمله‌های دشمن رو به‌درستی دفع کنی، حس رضایت عجیبی بهت دست می‌ده که توی کمتر بازی‌ای می‌تونی تجربه‌ش کنی.

باس‌فایت‌های بازی هم واقعاً حرف ندارن. هر باس چالش مخصوص خودش رو داره و مجبورت می‌کنه روش مبارزه کردنت رو تغییر بدی. بعضی از باس‌ها انقدر سختن که ممکنه چندین ساعت درگیرشون بشی؛ اما وقتی بالاخره شکستشون می‌دی، حس می‌کنی واقعاً پیشرفت کردی و مهارتت بیشتر شده.

البته این درجه از سختی برای همه جذاب نیست و ممکنه بعضی از بازیکن‌ها رو از ادامه‌ی بازی منصرف کنه.

گرافیک، فضاسازی و موسیقی

از نظر طراحی محیط، سکیرو فوق‌العاده‌ست. ژاپن دوران سنگوکو با قلعه‌ها، معبدها، جنگل‌ها و محیط‌های مرموزش به شکل زیبایی به تصویر کشیده شده. طراحی محیط‌ها فقط جنبه‌ی بصری نداره، بلکه به شکل‌گیری هویت بازی و انتقال حس حضور در دنیای اون هم کمک می‌کنه.

موسیقی بازی هم به‌خوبی با فضای تاریخی، تاریک و درگیرکننده‌ی اون هماهنگه و باعث می‌شه بیشتر در دنیای بازی غرق بشی.

داستان و شخصیت‌پردازی

یکی از تفاوت‌های اساسی سکیرو با بسیاری از بازی‌های قبلی فرام‌سافتور، شخصیت اصلی و نحوه‌ی روایت داستانشه.

در سکیرو، برخلاف دارک سولز، شخصیت اصلی قابلیت صحبت کردن داره و هویت مشخص‌تری از خودش نشون می‌ده. این موضوع باعث می‌شه گرگ صرفاً یه شخصیت خالی نباشه که بازیکن تمام هویت و پیشینه‌ش رو خودش تعیین کنه؛ بلکه با شخصیتی روبه‌رو می‌شیم که گذشته، انگیزه‌ها و روابط مشخصی داره.

بااین‌حال، بازی همچنان به بازیکن اجازه می‌ده درباره‌ی سرنوشت شخصیت‌ها و پایان داستان تصمیم بگیره. در نتیجه، داستان صرفاً به یک مسیر ثابت محدود نمی‌شه و انتخاب‌های بازیکن می‌تونن روی نتیجه‌ی نهایی تأثیر بذارن.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های سکیرو برای من، استفاده از داستان‌ها و افسانه‌های ژاپنی بود. بازی از عناصر تاریخی، اسطوره‌ای و فولکلور ژاپن الهام می‌گیره و اون‌ها رو با دنیای خیالی خودش ترکیب می‌کنه. همین موضوع باعث شده دنیای بازی هویت منحصربه‌فردی داشته باشه.

برای مثال، توموئه یکی از شخصیت‌هاییه که بارها در طول داستان اسمش رو می‌شنویم و نقش مهمی در پیشینه‌ی شخصیت‌های اصلی داره. جالب اینجاست که نام توموئه با توموئه گوزن، یکی از جنگجویان زن مشهور تاریخ ژاپن، هم ارتباط پیدا می‌کنه؛ هرچند نباید شخصیت توموئه در بازی رو دقیقاً همون شخصیت تاریخی در نظر گرفت.

به نظرم یکی از مهم‌ترین ارکان یک بازی خوب، داستانشه و سکیرو در این زمینه هم عملکرد قابل‌توجهی داره. داستان بازی شامل رازهای متعدد، پیچش‌های داستانی و جزئیاتیه که به‌تدریج آشکار می‌شن و ذهن بازیکن رو درگیر خودشون می‌کنن. خیلی از اطلاعات مهم هم مستقیماً در اختیار بازیکن قرار نمی‌گیرن و باید با توجه به دیالوگ‌ها، توضیحات آیتم‌ها و اتفاقات دنیای بازی، اون‌ها رو کنار هم قرار داد.

جمع‌بندی و نظر شخصی

در نهایت، سکیرو بازی‌ایه که بیشتر از اینکه بهت قدرت بده، ازت مهارت می‌خواد. اینجا قرار نیست صرفاً با قوی‌تر کردن شخصیتت تمام مشکلات رو حل کنی؛ بلکه باید خودت بهتر بشی، الگوهای حمله‌ی دشمن‌ها رو بشناسی و برای پیروزی تلاش کنی.

به نظرم همین ویژگی باعث شده سکیرو تجربه‌ای متفاوت و فراموش‌نشدنی باشه. شاید سخت‌ترین بازی دنیا نباشه، اما یکی از اون بازی‌هاییه که وقتی تمومش می‌کنی، واقعاً احساس می‌کنی چیزی یاد گرفتی.

در پایان، باید بگم که این نقد بیشتر بر اساس تجربه‌ی شخصی من از بازی نوشته شده و ممکنه تمام جنبه‌های اون رو پوشش نداده باشه. همچنین احتمال داره بعضی از اطلاعاتی که مطرح کردم، به بررسی دقیق‌تری نیاز داشته باشن. به همین دلیل، اگر مقاله جایی کم‌وکاستی داشت یا اطلاعات نادرستی در اون بود، عذرخواهی می‌کنم.

ممنون که تا پایان این نقد همراه بودید.

کامنت‌ها (4)

Yavar۱۸ مهر ۱۴۰۵

به الدن رینگ نمی‌رسه

Arsia۱۸ مهر ۱۴۰۵

بلادبورن بهتره همشونه