نقد و بررسی فصل هفتم برنامه The Grand Tour
طبیعتاً هیچکدوم از ما دوست نداشتیم برنامهی گرند تور رو با میزبانی کسی جز سه نفر همیشگی ببینیم، و هممون ته دلمون نگران بودیم که نکنه این برنامه هم به سرنوشت غمانگیز تاپگیر دچار بشه.
فصل هفتم منتشر شد و من هم با این دیدگاه سراغش رفتم که: یا حتی قسمت اول رو کامل نمیبینم، یا بعد از پایان قسمت اول سریعا سراغ قسمت دوم میرم و فکر میکنم همین که الان دارید مطلبی رو تحت عنوان نقد و بررسی فصل هفتم گرند تور میخونید، کاملاً مشخص میکنه کدوم حالت اتفاق افتاده.
سؤال توی ذهنتون زیاده… خوبه؟ مجریها خوبن؟ روند روایت چطوره؟ سناریو چطور پیش میره؟ و و و… همین اول اجازه بدید با یک بلهی بزرگ به همهی این نگرانیها جواب بدم و بعدش دربارهی برنامه بیشتر صحبت کنیم. تیم جدید در فصل هفتم سعی میکنه همون فرمول برنده رو پیش ببره. ایدهی کلی قسمتها همون چیزهاییه که قبلاً در قالب گرند تور و تاپگیر دیدیم و مردم دوستشون داشتن. به همین دلیل شما در این فصل:
- سفر جادهای با ماشینهای سریع و جدید میبینید،
- سفر چالشی با بودجهی محدود میبینید،
- مسابقهی هایپرکار و حملونقل عمومی میبینید،
- تست دوام و مقاومت میبینید،
و در مجموع یک پکیج کامل از کارهایی که تیم جدید میتونه انجام بده رو تجربه میکنید.
این ایدهها صرفاً یکسری کپیبرداری بیارزش نیستن؛ خلاقیت تیم جدید مثل یک چاشنی خوب همراهشونه و واقعاً سعی نمیکنن جایگزین بشن یا دقیقاً همون کاری رو بکنن که تیم قبلی میکرد. اتفاقاً برنامه به شما یک نسخهی جدید با حس آشنا هدیه میده و در جایجای فصل، بارها به ساختههای تکرارنشدنی کلارکسون، می و هموند ادای احترام میکنه و اونها رو الگوی خودش قرار میده.
حضور مجریهای قدیمی هرچند کوتاهه، ولی همون بخش بانمکیه که دلتنگی شما رو برای دیدن دوبارهشون در قالب گرند تور برطرف میکنه.
اما تیم جدید چطوره؟ مجریهای جدید خوبن و خیلی سریع جاشون رو توی دلتون باز میکنن. اما یک تفاوت بزرگ بین تیم جدید و تیم قدیم وجود داره: رابطهی دوستی این سه نفر هنوز خامه. چیزی که ما در تیم قبلی میدیدیم، دوستی بیستوچند ساله بود؛ از جنس شوخیها تا حس صمیمیت بینشون، همهچیز فریاد میزد این سه نفر واقعاً با هم رفیقن. این حس بین مجریهای جدید هنوز اونقدر پررنگ نیست، اما اذیتتون نمیکنه و بیشتر حس قسمتهای اول تاپگیر رو میده.
و از همون قسمت اول این حس سراغتون میاد که توماس منو یاد کلارکسون میندازه، فرانسیس منو یاد می، و جیمز منو یاد هموند. و این موضوع هر اپیزود بیشتر به چشم میاد.
بهصورت کلی هر ۶ قسمت فصل هفتم بسیار خوب و سرگرمکننده هستن. درسته که بعضی جاها کمی از ریتم میافتن، اما سعی شده با خلاقیتهای مختلف جلوی این اتفاق گرفته بشه.
باید با این دید نگاه کنید که برنامههای قبلی گرند تور نتیجهی ۲۰ سال آزمون و خطا و تجربه بودن. برای اینکه برنامه چه در روایت، چه در ارتباط بین سه مجری به پختگی چیزی که قبلاً میدیدیم برسه، باید کمی صبر کنیم. و به نظر من تیم جدید برای اینکه اعتماد شما رو جلب کنه و حاضر بشید این زمان رو بهشون بدید، کارهای بزرگی کرده.
اگر قبلاً به محض انتشار قسمت جدید گرند تور، برای خودتون یک نوشیدنی خوب با چندتا خوراکی میگرفتید و برنامه رو تماشا میکردید و تمام مدت لبخندی به پهنای صورت روی لب هاتون بود، الانم به من اعتماد کنید همون نوشیدنی و خوراکی رو بخرید و قسمت اول رو تماشا کنید. مدت زیادی نمیگذره که خودتون رو در حالی پیدا میکنید که با همان لبخند همیشگی به تیتراژ قسمت ششم چشم دوختید.
قسمت اول، جرمی به مجریهای جدید میگه: «برنامه رو خرابش نکنید.» و اونا واقعاً به حرف جرمی گوش کردن:))
کامنتها (1)
خیلی عالی بود، ممنون❤