سیاست، طنز سیاه و آشوب موسیقایی در جهان System Of A Down
مقدمه: موسیقی در مرز میان اعتراض و جنون
در تاریخ موسیقی راک و متال، گروههای زیادی تلاش کردهاند خشم اجتماعی، بحرانهای سیاسی و تناقضهای زندگی مدرن را به زبان موسیقی بیان کنند؛ اما تعداد کمی توانستهاند این مفاهیم را با چنین ترکیب نامتعارفی از خشونت صوتی، طنز سیاه، بازیهای زبانی و آشفتگی ساختاری درآمیزند. System Of A Down از گروههایی است که شنیدن موسیقیاش اغلب به تجربهای فراتر از لذت شنیداری تبدیل میشود؛ تجربهای که مخاطب را میان خنده، اضطراب، خشم و سردرگمی جابهجا میکند. این گروه آمریکایی با ریشههای ارمنی، از اواخر دههی ۱۹۹۰ به یکی از چهرههای متمایز متال آلترناتیو تبدیل شد. موسیقی آنها از ترکیب متال، هاردکور، تأثیرات موسیقی فولکلور ارمنی، ریتمهای نامتعارف و تغییرات ناگهانی در شدت و فضای قطعات شکل میگیرد. بااینحال، تقلیل هویت گروه به پیچیدگی موسیقایی یا انرژی اجراهایش، بخش مهمی از ماهیت آن را نادیده میگیرد: System Of A Down از آشفتگی نهفقط بهعنوان یک انتخاب صوتی، بلکه بهعنوان ابزاری برای مواجهه با آشفتگی جهان استفاده میکند. در آثار این گروه، سیاست به بیانیهای خشک و مستقیم محدود نمیشود؛ گاهی به فریادی خشمگین تبدیل میشود، گاهی در قالب طنزی مضحک ظاهر میشود و گاهی آنقدر در تصاویر عجیب و جملههای گسسته پنهان میماند که مخاطب برای فهم معنای آن ناچار به بازگشت و تأمل میشود. اهمیت هنری گروه را باید در همین پیوند میان فرم و محتوا جستوجو کرد: موسیقیای که نهتنها دربارهی تناقضهای جهان حرف میزند، بلکه تلاش میکند آن تناقضها را در ساختار خود نیز بازتاب دهد.
۱. سیاست؛ از مضمون ترانه تا ساختار موسیقی
یکی از ویژگیهای مهم System Of A Down، حضور پررنگ سیاست در جهان فکری گروه است. جنگ، نظامیگری، خشونت سازمانیافته، دستکاری افکار عمومی، مصرفگرایی و عملکرد قدرت از جمله موضوعاتی هستند که در آثار مختلف آنها دیده میشوند. بااینحال، سیاسیبودن این گروه صرفاً به انتخاب موضوعات اعتراضی محدود نیست؛ آنها اغلب شیوهی روایت خود را نیز به شکلی انتخاب میکنند که مخاطب را با تناقضهای موجود در زبان رسمی قدرت مواجه کند. برای مثال، در قطعهی «Prison Song» از آلبوم Toxicity، مسئلهی زندان و سیاستهای مرتبط با مواد مخدر در آمریکا به بستری برای نقد ساختارهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود. ترانه از آمار و گزارههایی دربارهی زندانیشدن و سیاست عمومی استفاده میکند تا نشان دهد چگونه یک مسئلهی اجتماعی میتواند در چارچوبی سیاسی و اقتصادی بازتعریف شود. در قطعهی «B.Y.O.B.» از آلبوم Mezmerize، گروه به سراغ تناقض میان جنگ و سرگرمی میرود. عنوان آهنگ به عبارت «Bring Your Own Bombs» تغییر معنایی پیدا میکند و موسیقی، مخاطب را میان بخشهای پرانرژی و لحظات آرامتر جابهجا میکند. این تضاد، در کنار مضمون ترانه، تصویری از جهانی میسازد که در آن خشونت و تفریح، اعتراض و بیتفاوتی، به شکلی نگرانکننده در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. در این آثار، اعتراض همیشه در قالب یک سخنرانی منسجم و آرام بیان نمیشود. گاهی فرم موسیقی بهجای توضیحدادن بحران، مخاطب را درون آن قرار میدهد. تغییر ناگهانی ریتم، فریادهای غیرمنتظره و جابهجایی میان لحنهای متفاوت، نوعی بیثباتی ایجاد میکنند که با جهان آشفتهی ترانهها تناسب دارد. البته نباید تمام قطعات گروه را به بیانیههای سیاسی تقلیل داد. آثار آنها دربارهی روابط انسانی، وضعیت روانی، مرگ، خودویرانگری و تجربههای شخصی نیز هستند. آنچه این موضوعات متنوع را به هم پیوند میدهد، علاقهی گروه به زیر سؤال بردن برداشتهای بدیهی و نشاندادن فاصلهی میان ظاهر امور و واقعیتهای پنهان آنهاست.
۲. طنز سیاه؛ خندیدن به جهانی که دیگر خندهدار نیست
یکی از مهمترین ابزارهای بیانی System Of A Down، طنز سیاه است؛ طنزی که در آن، خنده الزاماً به معنای شادی نیست و موقعیت مضحک میتواند درست در دل یک فاجعه شکل بگیرد. در بسیاری از ترانههای گروه، زبان عمداً از مسیر معمول خود خارج میشود. جملهها ممکن است کودکانه، اغراقآمیز، تکرارشونده یا حتی بیمعنا به نظر برسند، اما همین ویژگیها میتوانند برداشت مخاطب از یک موضوع جدی را مختل کنند. بهجای آنکه مسئلهای سیاسی یا اجتماعی با زبانی رسمی توضیح داده شود، در قالبی عجیب و گاه مضحک ظاهر میشود؛ گویی خود زبان نیز در برابر واقعیتی که باید توصیف کند، دچار اختلال شده است. قطعهی «Vicinity of Obscenity» نمونهی روشنی از بازی گروه با زبان و منطق روزمره است. استفاده از عبارتهای نامتعارف، تکرارهای وسواسگونه و تصاویر عجیب، شنونده را از انتظار معمول برای یک روایت منظم دور میکند. اما این آشفتگی را نباید بهسادگی نشانهی فقدان معنا دانست؛ بخشی از تجربهی شنیدن اثر، مواجهه با فاصلهی میان فرم ظاهراً مضحک و فضای کلی موسیقی است. در سوی دیگر، «Cigaro» با زبانی هجوآمیز و اغراقآمیز، به موضوع قدرت، خودبزرگبینی و نمایش مردانگی نزدیک میشود. اغراق در این قطعه صرفاً برای خنداندن مخاطب نیست؛ میتواند سازوکارهای خودنمایی و منطق رقابت بر سر قدرت را به شکلی کاریکاتوری آشکار کند. این نوع طنز، مخاطب را از جایگاه دریافتکنندهی منفعل پیام بیرون میآورد. شنونده باید تصمیم بگیرد که با یک شوخی، یک تصویر ابزورد یا یک حملهی اجتماعی مواجه است؛ و گاهی پاسخ درست، ترکیبی از هر سه است. در واقع، طنز سیاه System Of A Down اغلب از این فرض آغاز میکند که جهان واقعی خود بهاندازهی کافی نامعقول است. در چنین شرایطی، بازنمایی واقعیت با زبانی کاملاً منطقی و مرتب ممکن است نتواند عمق تناقضهای آن را منتقل کند. گاهی باید واقعیت را آنقدر اغراقآمیز نشان داد که پوچی نهفته در آن آشکار شود.
۳. آشوب موسیقایی؛ وقتی فرم، معنای اعتراض میشود
موسیقی System Of A Down بهسادگی در قالب یک الگوی ثابت قرار نمیگیرد. قطعات گروه ممکن است در فاصلهای کوتاه میان ریفهای سنگین، بخشهای ملودیک، ریتمهای تند، سکوتهای نسبی و فریادهای ناگهانی حرکت کنند. این تغییرات گاهی چنان سریعاند که شنونده فرصت نمیکند در یک فضای مشخص تثبیت شود. در موسیقی متال، پیچیدگی فنی بهخودیخود پدیدهی تازهای نیست؛ اما تمایز System Of A Down در نحوهی استفاده از این پیچیدگی است. تغییرات ساختاری آنها اغلب بخشی از هویت نمایشی و احساسی قطعه هستند، نه صرفاً راهی برای نشاندادن مهارت نوازندگان. قطعهی «Chop Suey» نمونهی شناختهشدهای از این رویکرد است. آهنگ میان بخشهای آرامتر و ملودیک و قسمتهای پرخاشگرانه جابهجا میشود. تغییرات دینامیکی آن، در کنار مضمونهایی دربارهی مرگ، قضاوت و برداشت اجتماعی از رفتار انسان، تجربهای میسازد که در آن آرامش و خشونت بهجای حذف یکدیگر، پیوسته جای خود را عوض میکنند. در قطعهی «Toxicity» نیز ساختار ریتمیک و جابهجایی میان بخشهای مختلف، بخشی از شخصیت اثر را شکل میدهد. موسیقی در عین برخورداری از ملودیهای بهیادماندنی، از قرارگرفتن در یک جریان یکنواخت اجتناب میکند. همین ترکیب میان دسترسپذیری و بیثباتی، یکی از دلایل متمایزشدن گروه در جریان اصلی موسیقی متال بود. تأثیر موسیقی فولکلور ارمنی نیز در شکلگیری هویت صوتی گروه اهمیت دارد. این تأثیر را نباید صرفاً به استفاده از چند ملودی یا ساز مشخص محدود کرد؛ حس ملودیک، برخی الگوهای آوازی و نوع حرکت میان تنش و رهایی نیز میتوانند در شنیدن آثار آنها مورد توجه قرار گیرند. در کنار متال و هاردکور، این عناصر به گروه کمک کردند تا از بازتولید سادهی فرمولهای رایج ژانر فاصله بگیرد. از این منظر، آشوب موسیقایی System Of A Down نوعی انتخاب زیباییشناختی است. گروه بهجای آنکه همیشه تنش را با رسیدن به نظمی پایدار حل کند، گاهی خودِ بیثباتی را به تجربهی اصلی قطعه تبدیل میکند. شنونده نهفقط دربارهی جهانی آشفته میشنود، بلکه این آشفتگی را در ضرباهنگ، شدت صدا و مسیر موسیقی نیز تجربه میکند.
۴. جلد آلبوم اول؛ اعتراض پیش از موسیقی آغاز میشود
یکی از جالبترین نمونههای پیوند میان سیاست و هنر در جهان System Of A Down، جلد نخستین آلبوم گروه است؛ تصویری ساده اما تأثیرگذار از دستی که از دل زمینهای تیره به سمت مخاطب کشیده شده است. این تصویر، برخلاف تصور احتمالی مخاطب، صرفاً طراحی مستقلی برای ایجاد فضایی ترسناک یا مرموز نیست. تصویر جلد آلبوم System Of A Down محصول ۱۹۹۸ از اثر هنرمند آلمانی John Heartfield گرفته شده است؛ هنرمندی که از فوتومونتاژ برای نقد سیاسی و مبارزه با فاشیسم استفاده میکرد. اثر اصلی که معمولاً با عنوان «5 Fingers Has the Hand» یا «دست پنج انگشت دارد» شناخته میشود، در سال ۱۹۲۸ برای حزب کمونیست آلمان ساخته شد. پیام پوستر در ترجمهای نزدیک به مضمون اصلی چنین است: «دست پنج انگشت دارد؛ با این پنج انگشت دشمن را بگیر!» این اثر به فضای سیاسی آلمان پیش از قدرتگیری کامل نازیها تعلق دارد و نمونهای از استفادهی هنر تصویری بهعنوان ابزار تبلیغات سیاسی و بسیج اجتماعی است. انتخاب چنین تصویری برای نخستین آلبوم گروه، معنایی فراتر از زیباییشناسی دارد. System Of A Down در همان آغاز فعالیت رسمی خود، بهجای استفاده از تصویری متعارف از اعضای گروه یا طراحیای صرفاً تزئینی، به اثری تاریخی و سیاسی رجوع کرد؛ اثری که از ابتدا با ایدهی مبارزه، قدرت جمعی و مقابله با دشمن پیوند خورده بود. ارتباط میان پوستر و آلبوم در نوشتههای پشت جلد نیز آشکارتر میشود. عبارتی که گروه در آنجا استفاده کرد، میگوید:
«The Hand Has Five Fingers, Capable And Powerful, With The Ability To Destroy As Well As Create.»
«یعنی دست پنج انگشت دارد؛ توانا و قدرتمند است و میتواند هم ویران کند و هم بیافریند.»
این عبارت، ایدهی اصلی تصویر را از سطح یک شعار سیاسی فراتر میبرد. دست، هم نماد توانایی عمل است و هم نماد مسئولیت؛ همان نیرویی که میتواند چیزی بسازد، قادر است آن را نابود نیز کند. در ادامهی نوشتهی پشت جلد، گروه مخاطب را به گشودن چشمها و دهانها و بستن دستها در قالب مشت دعوت میکند؛ عبارتی که بعدها سرج تانکیان نیز در قطعهی «Uneducated Democracy» از آلبوم انفرادی Harakiri در سال ۲۰۱۲ به آن بازگشت. اهمیت این انتخاب در آن است که تصویر جلد، پیش از شنیدهشدن حتی یک نت، مخاطب را وارد فضای فکری گروه میکند. دستی که به سمت بیننده دراز شده، میتواند هم یادآور قدرت و هم نشانهای از تهدید یا دعوت به کنش باشد. تصویر نه توضیح کاملی ارائه میدهد و نه معنای خود را به یک برداشت محدود میکند؛ درست مانند بسیاری از ترانههای گروه که مخاطب را میان تفسیرهای مختلف معلق نگه میدارند. این جلد همچنین نشان میدهد که سیاست در آثار System Of A Down تنها در متن ترانهها حضور ندارد. سیاست میتواند در انتخاب یک تصویر تاریخی، در ارجاع به سنت هنر اعتراضی و حتی در نحوهی معرفی یک آلبوم نیز جریان داشته باشد. در اینجا، جلد آلبوم به بخشی از بیان هنری گروه تبدیل میشود؛ بیانی که میان گذشتهی سیاسی اروپا، دغدغههای معاصر و هویت اعتراضی موسیقی پیوند برقرار میکند. البته نباید از این انتخاب نتیجه گرفت که تمام مفاهیم آلبوم را میتوان مستقیماً از پوستر استخراج کرد. رابطهی تصویر و موسیقی پیچیدهتر از آن است که یکی را توضیح کامل دیگری بدانیم. بااینحال، استفادهی آگاهانه از اثری با چنین پیشینهای، به مخاطب نشان میدهد که گروه از همان ابتدا به ارتباط میان هنر، تاریخ و قدرت توجه داشته است. در نتیجه، جلد آلبوم اول را میتوان نوعی مقدمهی تصویری برای جهان System Of A Down دانست: پیش از آنکه صدای خشن گیتارها و تغییرات ناگهانی موسیقی آغاز شود، یک تصویر تاریخی از مخاطب میخواهد دربارهی قدرت، مقاومت و امکان کنش انسانی فکر کند.
۵. هویت ارمنی؛ حافظهی تاریخی و مسئولیت بازگویی
برای درک کامل جهان فکری System Of A Down، نمیتوان از پیشینهی ارمنی اعضای گروه و جایگاه نسلبهنسل حافظهی تاریخی در شکلگیری هویت آنها چشم پوشید. اعضای گروه در ایالات متحده فعالیت میکنند، اما ریشههای ارمنی آنها بخشی مهم از زمینهی فرهنگی و سیاسی آثارشان را شکل داده است. یکی از مهمترین موضوعات این زمینه، نسلکشی ارامنه در سالهای جنگ جهانی اول و تلاشهای بعدی برای بهرسمیتشناختهشدن آن است. این واقعه برای بسیاری از خانوادههای ارمنی تنها یک موضوع تاریخی نیست، بلکه بخشی از حافظهی جمعی، روایت خانوادگی و تجربهی هویتی آنهاست. System Of A Down در قطعهی «P.L.U.C.K.» با صراحت به نسلکشی ارامنه میپردازد. عنوان آهنگ مخفف عبارت «Politically Lying, Unholy, Cowardly Killers» است؛ عبارتی که لحن اتهامی و خشمگین ترانه را نشان میدهد. در این اثر، خشونت تاریخی با مسئلهی انکار و ضرورت پاسخگویی پیوند میخورد. اهمیت این قطعه در آن است که گروه صرفاً به بازنمایی رنج گذشته بسنده نمیکند. ترانه تلاش دارد رابطهی میان حافظهی تاریخی و مسئولیت سیاسی در زمان حال را برجسته کند. از این منظر، یادآوری گذشته عملی منفعلانه نیست؛ نوعی مقاومت در برابر فراموشی و حذف روایت قربانیان است. این دغدغه در فعالیتهای خارج از موسیقی گروه نیز دیده شده است. اعضای System Of A Down در حمایت از بهرسمیتشناختن نسلکشی ارامنه و جلب توجه عمومی به این موضوع فعالیت کردهاند. در اینجا، هویت فرهنگی نه به یک برچسب تبلیغاتی، بلکه به بخشی از مسئولیت اجتماعی و هنری تبدیل میشود. بااینحال، اهمیت ریشههای ارمنی گروه به این معنا نیست که تمام موسیقی آنها را باید صرفاً از دریچهی یک تجربهی قومی تفسیر کرد. آثار System Of A Down دربارهی جنگ، قدرت، خشونت و فراموشی، در عین برخورداری از زمینهی تاریخی مشخص، ظرفیت طرح پرسشهایی گستردهتر دربارهی جامعهی معاصر را نیز دارند. هنر گروه در این نقطه میان دو سطح حرکت میکند: از یکسو، به تجربهای تاریخی و فرهنگی وفادار میماند و از سوی دیگر، آن را به مسئلهای انسانی و سیاسی تبدیل میکند که مخاطبان خارج از آن زمینه نیز میتوانند با آن مواجه شوند.
۶. تناقضهای درونی؛ میان پیام سیاسی و تجربهی شخصی
اگر System Of A Down را تنها بهعنوان گروهی اعتراضی بشناسیم، بخشی از تنوع هنری آن نادیده میماند. آثار گروه در کنار مسائل سیاسی، بارها به بحرانهای روانی، روابط انسانی، مرگ، اعتیاد، خودویرانگری و احساس بیگانگی میپردازند. این تنوع نشان میدهد که نگاه آنها به جهان، به تقابل سادهی خیر و شر یا تقسیم جامعه به قربانیان و مقصران محدود نمیشود. در قطعهی «Aerials»، برای نمونه، پرسشهایی دربارهی فردیت، خودشناسی و جایگاه انسان در جهان مطرح میشود. فضای ملودیک و نسبتاً کنترلشدهی آهنگ با برخی از قطعات پرآشوبتر گروه تفاوت دارد و نشان میدهد که System Of A Down برای انتقال مفاهیم پیچیده، همیشه به خشونت صوتی متکی نیست. در سوی دیگر، قطعهی «Spiders» با فضایی تاریکتر و تدریجیتر، نوعی حس اضطراب و تهدید را ایجاد میکند. موسیقی بهجای حرکت پیوسته به سمت انفجار، تنش را آرامآرام انباشته میکند. این تفاوت در ساختار نشان میدهد که گروه میتواند برای بیان احساسات متفاوت، از زبانهای موسیقایی متفاوتی استفاده کند. از طرف دیگر، تقسیم آثار گروه به دو دستهی «سیاسی» و «شخصی» نیز همیشه ساده نیست. تجربهی فردی انسان در خلأ شکل نمیگیرد و بحرانهای شخصی میتوانند با شرایط اجتماعی، ساختارهای قدرت و فشارهای فرهنگی ارتباط داشته باشند. به همین ترتیب، یک ترانهی سیاسی ممکن است از طریق اضطراب، خشم یا احساس درماندگی فردی تأثیر بگذارد. تناقضهای درونی آثار گروه را میتوان در همین رفتوآمد میان سطوح مختلف تجربه مشاهده کرد. System Of A Down لزوماً تلاش نمیکند همهی پرسشهایش را با پاسخی روشن و نهایی حل کند. گاهی اثر با تنش باقی میماند و مخاطب را وادار میکند بدون دریافت یک نتیجهی قطعی، با مسئله مواجه شود. این ویژگی را باید یکی از نقاط قوت هنری گروه دانست؛ زیرا اعتراض را از سطح شعارهای ثابت بیرون میآورد و به تجربهای پیچیدهتر تبدیل میکند. هنر در اینجا نه وسیلهای برای ارائهی پاسخهای آماده، بلکه ابزاری برای آشکارکردن پرسشهایی است که پاسخ سادهای ندارند.
نتیجهگیری: صدایی که از آشفتگی، زبان میسازد
در آخر System Of A Down را نمیتوان تنها با سرعت موسیقی، سنگینی ریفها یا شدت فریادهای سرج تانکیان تعریف کرد. هویت هنری گروه در پیوند میان عناصر ظاهراً متضاد شکل میگیرد: موسیقی پیچیده و ملودیهای ماندگار، اعتراض سیاسی و طنز سیاه، هویت تاریخی و پرسشهای جهانشمول، خشم و لحظات آسیبپذیری. گروه از آشفتگی بهعنوان ابزاری برای بههمزدن عادتهای شنیداری و فکری استفاده میکند. تغییرات ناگهانی موسیقی، تصاویر نامتعارف ترانهها و طنز گاه آزاردهندهی آنها، مخاطب را از جایگاه امن تماشاگر بیرون میکشند. در این جهان، همهچیز قرار نیست مرتب، قابل پیشبینی و بهآسانی قابلتوضیح باشد. حتی جلد نخستین آلبوم گروه نیز همین رویکرد را پیش از آغاز موسیقی نمایندگی میکند: بازخوانی تصویری تاریخی که از ابتدا با مبارزهی سیاسی پیوند داشته و در قالب تازهای به مخاطب نسل دیگری عرضه شده است. این انتخاب نشان میدهد که اعتراض در جهان System Of A Down صرفاً موضوع چند ترانه نیست؛ بخشی از شیوهی اندیشیدن و ساختن اثر هنری است. در نهایت، ارزش گروه را باید در تواناییاش برای تبدیل تناقضهای جهان به تجربهای شنیداری جستوجو کرد. موسیقی آنها بهجای آنکه آشفتگی را پنهان کند، آن را آشکار میسازد؛ بهجای آنکه همیشه با زبانی مستقیم توضیح دهد، گاهی با اغراق و طنز سؤال میپرسد؛ و بهجای آنکه گذشته را صرفاً به خاطرهای دور تبدیل کند، ارتباط آن را با مسئولیتهای زمان حال یادآوری میکند. شاید مهمترین ویژگی System Of A Down همین باشد: آنها از دل جنون، زبانی برای اعتراض میسازند؛ زبانی که گاهی فریاد میزند، گاهی میخندد و گاهی عمداً از منطق معمول فاصله میگیرد، اما در نهایت مخاطب را با این پرسش تنها میگذارد که آیا جهان واقعاً آنقدر منطقی است که ما وانمود میکنیم؟
کامنتها (1)
تضادی که بین فضای پرانرژی آهنگ B.Y.O.B. و موضوع جدی جنگ وجود داره، واقعاً هوشمندانهست. اینجاست که موسیقی از یه وسیله برای سرگرمی فراتر میره و تبدیل به ابزاری برای نقد اجتماعی میشه.