BMW M5 E60؛ ماشینی که به نظر من بیشتر از چیزی که شایستهشه، نادیده گرفته شد
BMW M5 E60؛ ماشینی که به نظر من بیشتر از چیزی که شایستهشه، نادیده گرفته شد
۱. مقدمه؛ یه M5 متفاوت با چیزی که ازش انتظار داشتیم
وقتی اسم BMW M5 میاد، احتمالاً خیلیا یاد نسل E39 میافتن؛ ماشینی که هنوز هم بین طرفدارای بیامو جایگاه خاصی داره. از اون طرف، نسلهای جدیدتر مثل F10 هم بهخاطر قدرت بالا، امکانات بیشتر و قابلیتهای جذابشون توجه زیادی به خودشون جلب کردن. اما وسط این نسلها، یه ماشینی وجود داره که به نظر من اونطور که باید و شاید بهش توجه نشده؛ یعنی BMW M5 E60.
ماشینی که شاید خیلیا با ظاهرش ارتباط برقرار نکنن، بعضیا به گیربکسش ایراد بگیرن و بعضیا هم بهخاطر هزینههای نگهداریش اصلاً سمتش نرن. ولی وقتی دقیقتر بهش نگاه میکنیم، میبینیم با یکی از خاصترین نسلهای M5 طرفیم؛ ماشینی که یه موتور ۱۰ سیلندر تنفس طبیعی رو داخل یه سدان چهاردر قرار داده و اجازه داده این موتور تا ۸۲۵۰ دور در دقیقه دور بگیره.
به نظر من، مشکل E60 این نیست که هیچ نقطهضعفی نداره و بقیه اشتباه میکنن که ازش انتقاد میکنن. اتفاقاً این ماشین ضعفهای خودش رو داره. بحث من اینه که گاهی این ضعفها اونقدر پررنگ شدن که ویژگیهای خاص و ارزشمندش زیر سایه قرار گرفتن.
برای همین میخوام توی این مقاله از تاریخچه و مشخصات فنی این ماشین بگم، نقاط قوت و ضعفش رو بررسی کنم و در نهایت توضیح بدم چرا شخصاً معتقدم BMW M5 E60 در مقایسه با بعضی از نسلهای دیگهٔ M5، آندرریتده.
۲. تاریخچه؛ نسل چهارم M5 چطور شکل گرفت؟
BMW M5 E60 در سال ۲۰۰۴ معرفی شد و از سال ۲۰۰۵ به بازار راه پیدا کرد. این ماشین نسل چهارم M5 محسوب میشه و جایگزین E39 شد؛ نسلی که بهخاطر ترکیب قدرت، کیفیت ساخت و طراحی متعادلش طرفدارای زیادی داشت.
اما بیامو برای نسل جدید تصمیم گرفت مسیر متفاوتی رو انتخاب کنه. بهجای اینکه فقط قدرت موتور رو بیشتر کنه و یه نسخهٔ بهبودیافته از E39 بسازه، سراغ یه موتور V10 تنفس طبیعی رفت؛ تصمیمی که شخصیت E60 رو کاملاً از نسل قبلیش جدا کرد.
E60 از نظر طراحی هم تفاوت زیادی با E39 داشت. خطوط بدنه مدرنتر و تیزتر شده بودن و ماشین دیگه اون ظاهر کلاسیک و نسبتاً محافظهکار نسل قبل رو نداشت. همین تغییر باعث شد بعضی از طرفدارای قدیمی M5 نتونن بهاندازهٔ E39 باهاش ارتباط برقرار کنن.
البته این تفاوت بهخودیخود به معنی بدتر بودن E60 نیست. هر نسل با توجه به زمان خودش طراحی شده و سلیقهٔ افراد هم متفاوته. اما نمیشه انکار کرد که E60 از همون ابتدا ماشینی بود که دربارهٔ ظاهرش اختلافنظر وجود داشت.
۳. قلب تپندهٔ ماشین؛ موتور V10 با کد S85
اینجا میرسیم به مهمترین بخش M5 E60؛ جایی که به نظر من بخش بزرگی از جذابیت واقعی این ماشین قرار داره.
زیر کاپوت E60 یه موتور ۵ لیتری V10 تنفس طبیعی با کد S85 قرار گرفته که ۵۰۷ اسب بخار قدرت و ۵۲۰ نیوتنمتر گشتاور تولید میکنه. دور موتور نهایی این پیشرانه هم به ۸۲۵۰ دور در دقیقه میرسه؛ عددی که برای یه سدان چهاردر با این ابعاد واقعاً قابل توجهه. منبع: Autocar اما به نظرم چیزی که این موتور رو خاص میکنه، فقط تعداد سیلندرها یا عدد قدرتش نیست. مسئله اینه که با یه موتور تنفس طبیعی طرفیم که برای تولید حداکثر قدرتش باید دور موتور رو بالا ببری و شخصیتش با خیلی از موتورهای توربوشارژ امروزی فرق داره.
موتور S85 از تجربه و دانش مهندسی بیامو در دوران موتورهای V10 فرمول یک تأثیر گرفته بود. البته این به معنی این نیست که بیامو موتور فرمول یک رو بدون تغییر برداشته و روی M5 نصب کرده؛ S85 یه موتور جادهای مستقل بود. بااینحال، ارتباط مهندسی این پیشرانه با اون دوران، یکی از جذابترین جنبههای تاریخچهٔ اونه.
حالا یه لحظه به این موضوع فکر کن: یه سدان چهاردر که میتونه برای استفادهٔ روزمره به کار بره، اما زیر کاپوتش یه موتور V10 تنفس طبیعی قرار گرفته که تا بیش از ۸۰۰۰ دور در دقیقه دور میگیره.
به نظرم همین ترکیب بهتنهایی ارزش زیادی داره. چون ساخت یه ماشین سریع با موتور توربوشارژ یه بحثه، اما ساخت یه سدان جادهای با چنین موتور پر دوری، شخصیت کاملاً متفاوتی به ماشین میده.
صدای موتور هم یکی از بخشهاییه که نمیشه بهراحتی ازش گذشت. البته صدای موتور یه موضوع سلیقهایه، اما برای کسی که به موتورهای تنفس طبیعی و دور موتور بالا علاقه داره، S85 یکی از جذابترین پیشرانههاییه که میشه تجربه کرد.
۴. عملکرد و شتاب؛ ۵۰۷ اسب بخار برای یه سدان چهاردر
وقتی دربارهٔ یه M5 صحبت میکنیم، طبیعتاً فقط موتور و صدای اون مطرح نیست؛ عملکرد ماشین هم اهمیت زیادی داره.
M5 E60 با قدرت ۵۰۷ اسب بخار، گشتاور ۵۲۰ نیوتنمتر و سیستم انتقال قدرت به چرخهای عقب، عملکردی ارائه میداد که در زمان خودش در سطح ماشینهای اسپرت جدی قرار میگرفت.
شتاب صفر تا صد کیلومتر بر ساعت این ماشین با گیربکس SMG حدود ۴٫۷ ثانیه اعلام شده بود و حداکثر سرعتش هم بهصورت الکترونیکی روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود میشد. البته با پکیج رانندهٔ M و در شرایط مناسب، امکان رسیدن به سرعتهای بالاتر هم وجود داشت.
یه نکتهٔ جالب اینه که موتور S85 حداکثر قدرتش رو در دور موتور بسیار بالا تولید میکنه. بنابراین تجربهٔ شتابگیری با این ماشین با یه موتور توربوشارژ که از دورهای پایین گشتاور زیادی در اختیار راننده قرار میده، یکسان نیست.
در واقع، برای استفاده از تمام ظرفیت موتور E60 باید با شخصیتش آشنا باشی و اجازه بدی دور موتور بالا بره. همین موضوع برای بعضیا جذابه و برای بعضیهای دیگه ممکنه بهاندازهٔ موتورهای پرگشتاور امروزی راحت و دلچسب نباشه.
به نظرم اینجا نباید فقط به اعداد نگاه کنیم. ارزش E60 علاوه بر عملکردش، به نحوهٔ تولید قدرت و شخصیت متفاوت موتورشه.
۵. گیربکس SMG III؛ یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای E60
اگه بخوایم دربارهٔ نقاط ضعف M5 E60 صادقانه صحبت کنیم، نمیتونیم از گیربکسش بگذریم.
این ماشین عمدتاً با گیربکس هفتسرعتهٔ SMG III عرضه شد؛ یه گیربکس دستیِ خودکارشده که کلاچ و تعویض دنده رو بهصورت خودکار کنترل میکرد. بنابراین برخلاف تصور بعضیا، این گیربکس یه اتوماتیک معمولی با مبدل گشتاور نبود.
SMG در حالتهای تهاجمی میتونست تعویض دندههای سریع و هیجانانگیزی ارائه بده، اما رفتارش در رانندگی روزمره همیشه به نرمی گیربکسهای اتوماتیک متعارف نبود. بهخصوص در حرکتهای آرام و ترافیک، بعضی رانندهها احساس میکردن تعویض دندهها خشک و ناهماهنگه.
از طرف دیگه، هزینههای تعمیر و نگهداری سیستم هیدرولیکی و اجزای مرتبط با گیربکس هم موضوع مهمیه. وقتی این مسئله رو کنار هزینههای نگهداری موتور V10 قرار میدیم، متوجه میشیم که مالکیت E60 میتونه خرج زیادی داشته باشه.
البته باید این رو هم بگم که همهٔ تجربههای رانندگی با SMG یکسان نیستن و این گیربکس صرفاً بهخاطر متفاوت بودنش، لزوماً گیربکس بدی محسوب نمیشه. ضمن اینکه در بعضی بازارها نسخهٔ ششسرعتهٔ دستی هم عرضه شد؛ بنابراین تمام E60 M5ها الزاماً SMG ندارن.
اما به نظر من، انتقاد از SMG یکی از عواملی بود که باعث شد بعضی افراد نسبت به کل ماشین دید منفی پیدا کنن. درحالیکه بهتره گیربکس رو بهعنوان یکی از بخشهای ماشین بررسی کنیم، نه اینکه اجازه بدیم تمام ویژگیهای دیگهٔ اون رو تحتتأثیر قرار بده.
۶. طراحی ظاهری و کابین؛ چرا همه با E60 ارتباط برقرار نکردن؟
یکی از تفاوتهای اصلی E60 با نسل قبلیش، طراحی ظاهریشه.
E39 برای خیلیا نمونهای از یه سدان اسپرت خوشتناسب و کلاسیکه. اما E60 مسیر متفاوتی رو انتخاب کرد؛ خطوط تیزتر، چراغهای متفاوت و طراحیای که بیشتر به زبان طراحی بیامو در اون دوره نزدیک بود.
من فکر میکنم همین تفاوت باعث شد E60 نتونه برای همه بهاندازهٔ E39 دوستداشتنی باشه. وقتی یه نسل محبوب جای خودش رو به ماشینی با ظاهر کاملاً متفاوت میده، طبیعیه که بخشی از طرفدارها نسل قبلی رو ترجیح بدن.
این موضوع حتی در بررسیهای رسانهای هم دیده میشد. ظاهر E60 از جمله ویژگیهایی بود که دربارهش اختلافنظر وجود داشت؛ درحالیکه عملکرد و موتور ماشین میتونستن نظر مثبتتری جلب کنن.
اما اینجا باید یه نکته رو در نظر گرفت: زیباتر بودن یا نبودن یه ماشین تا حد زیادی سلیقهایه. نمیشه صرفاً بهخاطر اینکه یه نفر E39 رو زیباتر میدونه، نتیجه گرفت طراحی E60 شکست خورده.
از طرف دیگه، کابین E60 ترکیبی از امکانات رفاهی، فناوریهای زمان خودش و ویژگیهای اسپرت M5 رو ارائه میداد. این ماشین قرار نبود یه کوپهٔ مسابقهای باشه؛ همچنان یه سدان چهاردر بود که میتونست هم برای رانندگی سریع و هم برای استفادههای روزمره به کار بره.
به نظرم مشکل اصلی این نبود که E60 هیچ جذابیتی در طراحی نداشت، بلکه این بود که ظاهرش بهاندازهٔ E39 برای همه قابلقبول نبود و همین موضوع روی برداشت بعضی افراد از کل ماشین تأثیر گذاشت.
۷. نقاط ضعف و هزینههای نگهداری؛ جایی که نباید واقعیت رو نادیده بگیریم
حالا که از ویژگیهای جذاب E60 گفتیم، باید دربارهٔ نقاط ضعفش هم صحبت کنیم. چون اگه قرار باشه از یه ماشین دفاع کنیم، نباید مشکلاتش رو نادیده بگیریم.
اول از همه، موتور S85 به نگهداری دقیق و تخصصی نیاز داره. فرسایش یاتاقانهای شاتون یکی از مشکلات شناختهشدهٔ این موتوره و در صورت بیتوجهی میتونه به آسیب بسیار جدی و پرهزینهٔ موتور منجر بشه. وضعیت دریچههای گاز و عملگرهای اونها، سیستم VANOS و سابقهٔ سرویس ماشین هم از مواردیه که باید بررسی بشن. منبع: Australian Car.Reviews
از طرف دیگه، تعمیرات یه موتور V10 پیچیده و پرهزینه میتونه باشه و هزینههای گیربکس SMG هم به این مخارج اضافه میشه.
بنابراین اگه کسی بخواد امروز یه E60 M5 بخره، صرفاً نباید به قیمت خرید یا ظاهر تمیز ماشین توجه کنه. سابقهٔ سرویس، وضعیت فنی واقعی، مدارک تعمیرات قبلی و دسترسی به تعمیرکار متخصص اهمیت زیادی دارن.
اینجا من نمیخوام بگم چون این ماشین خاصه، پس مشکلاتش اهمیت ندارن. اتفاقاً خاص بودن یه ماشین زمانی ارزش بیشتری پیدا میکنه که بتونیم نقاط قوت و ضعفش رو با هم ببینیم.
به نظر من، E60 برای کسی که دنبال یه ماشین کمخرج و بیدردسره، انتخاب ایدئالی نیست. اما این موضوع با ارزش مهندسی و جذابیت فنی اون فرق داره.
۸. میراث M5 E60؛ چرا موتور V10 این نسل رو متمایز میکنه؟
برای اینکه بفهمیم چرا E60 جایگاه خاصی در تاریخ M5 داره، باید به تفاوتش با نسل قبلی و بعدی نگاه کنیم.
در E39، بیامو از یه موتور ۴٫۹ لیتری V8 تنفس طبیعی استفاده کرده بود. این موتور حدود ۴۰۰ اسب بخار قدرت تولید میکرد. اما در E60، بیامو سراغ یه V10 پنجلیتری رفت و قدرت رو به ۵۰۷ اسب بخار رسوند.
بعد از E60 هم مسیر تغییر کرد. نسل F10 از موتور ۴٫۴ لیتری V8 توئینتوربو استفاده کرد که در نسخهٔ اولیهٔ خود حدود ۵۶۰ اسب بخار قدرت و ۶۸۰ نیوتنمتر گشتاور داشت. منبع: BMW Group PressClub
این تغییرات فقط افزایش قدرت نبودن؛ نشون میدادن که فلسفهٔ مهندسی M5 هم در حال تغییر بود. موتورهای توربوشارژ میتونستن گشتاور بالاتری در دورهای پایینتر تولید کنن و در عین حال از نظر مصرف سوخت هم مزایایی داشته باشن.
اما E60 نمایندهٔ یه رویکرد متفاوت بود؛ یه سدان قدرتمند با موتور V10 تنفس طبیعی و دور موتور بسیار بالا.
به نظرم همین تفاوت باعث میشه E60 رو نتونیم صرفاً با عدد قدرت یا شتاب با نسلهای دیگه مقایسه کنیم. هر نسل شخصیت خودش رو داره و E60 یکی از خاصترین نمونههای این خانواده محسوب میشه.
۹. مقایسه با F10؛ چرا توجه به نسل بعدی بیشتر شد؟
یکی از مقایسههایی که برای من جالبه، مقایسهٔ E60 با F10 هست.
F10 بهخاطر قدرت بیشتر، گشتاور بالاتر و موتور توئینتوربو، برای خیلی از علاقهمندان و تیونرها جذابیت زیادی داره. موتور S63 این نسل ظرفیت قابلتوجهی برای افزایش قدرت داره و توربوشارژرها باعث میشن افزایش قدرت در بسیاری از پروژهها عملیتر از تقویت سنگین یه موتور تنفس طبیعی مثل S85 باشه.
اما اینجا باید تفاوت بین «پتانسیل افزایش قدرت» و «خاص بودن مهندسی» رو در نظر بگیریم.
اگه هدف این باشه که با تغییرات مشخص و هزینهٔ معقول به قدرتهای بالاتر برسیم، F10 میتونه مزیتهای مهمی داشته باشه. اما اگه دربارهٔ شخصیت موتور، دور موتور بالا و تجربهٔ یه V10 تنفس طبیعی صحبت کنیم، E60 ویژگیهایی داره که F10 قرار نیست دقیقاً همونها رو ارائه بده.
به همین دلیل، من فکر میکنم بیشتر بودن توجه به F10 در بعضی بخشهای دنیای تیونینگ، لزوماً به معنی کمارزشتر بودن E60 نیست. این دو نسل برای هدفها و سلیقههای متفاوتی جذاب هستن.
در مورد نسلهای دیگهٔ M3 مثل E46 و E92 هم میشه همین بحث رو مطرح کرد. پروژههای تیونینگ این ماشینها در فضای آنلاین بسیار دیده میشن، اما برای اینکه بگیم E60 واقعاً کمتر تیون شده، باید تعداد پروژهها، قطعات موجود، هزینهها و میزان فعالیت جامعهٔ تیونینگ رو با معیارهای مشخص مقایسه کنیم.
پس بهتره ادعای من این نباشه که هیچکس سراغ تقویت S85 نرفته یا E60 از نظر تیونینگ بهاندازهٔ F10 ظرفیت عملی داره. حرفم اینه که با وجود خاص بودن موتور S85، به نظر من ظرفیت این ماشین برای پروژههای متمایز و جذاب میتونه بیشتر از چیزی باشه که از محتوای رایج تیونینگ برداشت میکنیم.
۱۰. چرا به نظر من BMW M5 E60 آندرریتده؟
خب، حالا میرسیم به بخشی که برای من از همه مهمتره.
به نظر من BMW M5 E60 در مقایسه با بعضی از نسلهای دیگهٔ M5 کمتر از چیزی که شایستهشه مورد توجه قرار گرفته. البته منظورم این نیست که هیچکس این ماشین رو دوست نداره یا همه باید اون رو بهتر از E39 و F10 بدونن. حرفم اینه که بعضی از ویژگیهای مهم E60 زیر سایهٔ انتقادها و مقایسهها قرار گرفتن.
اول از همه، طراحی ماشین رو داریم. E39 برای خیلیا یه سدان کلاسیک و خوشتناسبه، اما E60 ظاهر متفاوتتری داشت و نتونست نظر همه رو جلب کنه. این موضوع حتی در نقدهای خودرویی اون زمان هم مطرح میشد. برای مثال، جرمی کلارکسون در بررسی خودش از E60 به ظاهر بحثبرانگیز ماشین اشاره کرد، اما در عین حال عملکرد اون رو هم تحسین کرد. همین تضاد نشون میده که ظاهر ماشین و تواناییهای فنی اون لزوماً در یک سطح ارزیابی نمیشدن.
دومین مورد، گیربکس SMG III هست. این گیربکس انتقادهای خودش رو داشت و برای همه تجربهٔ رانندگی دلچسبی فراهم نمیکرد. اما به نظرم گاهی انتقاد از گیربکس باعث شد کل ماشین با دید منفیتری ارزیابی بشه؛ درحالیکه موتور، شاسی و عملکرد E60 موضوعات جداگانهای هستن که باید مستقل بررسی بشن.
اما مهمترین بخش ماجرا برای من، موتور S85 هست.
واقعاً فکر میکنم وقتی دربارهٔ E60 صحبت میکنیم، نباید فقط بگیم «یه M5 با موتور V10». باید به این فکر کنیم که بیامو در اون دوره تصمیم گرفت یه موتور ۱۰ سیلندر تنفس طبیعی با دور موتور بسیار بالا رو در قالب یه سدان چهاردر عرضه کنه. موتوری که ۵۰۷ اسب بخار قدرت تولید میکرد و شخصیتش با بسیاری از موتورهای توربوشارژ امروزی متفاوته.
این موضوع به نظرم ارزش مهندسی زیادی داره و نباید فقط بهخاطر مشکلات نگهداری یا گیربکس، اهمیتش نادیده گرفته بشه.
از طرف دیگه، من احساس میکنم E60 در مقایسه با بعضی از نسلهای دیگهٔ بیامو، بهخصوص در محتوای تیونینگ، ظرفیت بیشتری برای دیدهشدن داره. البته نمیگم پروژهای برای تقویت S85 وجود نداره؛ چنین پروژههایی ساخته شدن. بحث من اینه که چرا با وجود این موتور خاص، این ماشین در مقایسه با بعضی از مدلهای دیگه، کمتر در مرکز توجه قرار میگیره؟
ممکنه هزینهٔ بالای نگهداری، پیچیدگی فنی و سختتر بودن افزایش قدرت نسبت به بعضی موتورهای توربوشارژ، بخشی از جواب باشن. بنابراین نمیشه همهٔ این کمتوجهی احتمالی رو صرفاً به سلیقهٔ مردم نسبت داد. اما به نظرم این عوامل باعث نمیشن ارزش خاص موتور و شخصیت E60 کمتر بشه.
در نهایت، من نمیخوام ثابت کنم E60 از E39 بهتره یا F10 ماشین ضعیفتریه. هرکدوم از این نسلها ویژگیهای خودشون رو دارن و ممکنه از نظر طراحی، تجربهٔ رانندگی، هزینهٔ نگهداری یا تیونینگ، برای افراد مختلف انتخاب بهتری باشن.
حرف من اینه که BMW M5 E60 نباید فقط با ظاهر بحثبرانگیز، گیربکس SMG و هزینههای نگهداریش شناخته بشه. این ماشین یه موتور V10 تنفس طبیعی داره که از نظر شخصیت فنی، تجربهٔ رانندگی و جایگاه تاریخی، اون رو از بسیاری از سدانهای اسپرت متمایز میکنه.
شاید همه ظاهر E60 رو دوست نداشته باشن. شاید خیلیا SMG رو به گیربکسهای دیگه ترجیح ندن. حتی شاید برای استفادهٔ روزمره هم نسلهای جدیدتر انتخاب منطقیتری باشن. اما به نظر من، هیچکدوم از این موارد نباید باعث بشه ویژگیهای خاص این ماشین رو فراموش کنیم.
برای همین معتقدم E60 در مقایسه با بعضی از نسلهای دیگهٔ M5 آندرریتده؛ نه به این معنی که بینقصه یا همه دربارهش اشتباه میکنن، بلکه به این معنی که ارزش واقعی و شخصیت متفاوتش، بهاندازهای که من انتظار دارم، مورد توجه قرار نگرفته.
و شاید دقیقاً همین تضاد، بین یه سدان چهاردر و یه موتور V10 با دور موتور بالا، مهمترین دلیلی باشه که باعث میشه M5 E60 برای من یکی از خاصترین نسلهای تاریخ M5 باقی بمونه.
کامنتها (6)
یکی از ماشین های موردعلاقهم BMW E60عه، بیشتر هم به خاطر طراحی چراغش؛ چون شبیه چشم های انسانه و خیلی قشنگه.
دقیقا. همین طراحی چراغ هست که نسبت به بقیه سری های M5 متمایزش میکنه.
بهترین مقاله شایسته همین مقاله است خسته نباشی ما که خیلی کیف کردیم 🤝🤝❤️❤️
متشکرم.🌹🙏
عالی
🙏🌹